شکار- نمایش نقش دو مرد سوار بر دو اسب، با نیزهای به دنبال یك گوزن Friday، November 20، 2009
*********
قدیمیترین آثار ثبت شده از انسان در ایران
شکار- نمایش نقش دو مرد سوار بر دو اسب، با نیزهای به دنبال یك گوزن Wednesday، September 30، 2009
به مناسبت درگذشت استاد موسیقی ایران پرویز مشکاتیان
** تصنیف زیبای قاصدک ساخته زنده یاد مشکاتیان با صدای استاد **
شعر قاصدک : با صدای زنده یاد اخوان ثالث ،
تصنيف قاصدک : استاد شجريان -زنده یاد مشکاتيان، ماهور،
Thursday، September 03، 2009
خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد می پیچد
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من
آی نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره٬ کجائی؟
خانه ام ابری است اما
ابر بارانش گرفته است
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره نی زن که دایم می نوازد نی٬ در این دنیای ابر اندود
راه خود را دارد اندر پیش
---<< شعر بالا سروده نیما یوشیج را با اجرای کامکارها مشاهده کنید >>---
Wednesday، September 02، 2009
خواستم وبلاگ رو آپ کنم اما چیز خاصی برا گفتن ندارم
اینم یک رباعی از خیام بی هیچ بهانه ای
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
Thursday، May 21، 2009
Friday، January 30، 2009
یک نظر مستانه کردی عاقبت
عقل را دیوانه کردی عاقبت
با غم خود آشنا کردی مرا
از خودم بیگانه کردی عاقبت
در دل من گنج خود کردی نهان
جای در ویرانه کردی عاقبت
سوختی در شمع رویت جان من
چاره ی پروانه کردی عاقبت
قطره ی اشک مرا کردی قبول
قطره را دردانه کردی عاقبت
کردی اندر کل موجودات سیر
جان من کاشانه کردی عاقبت
زلف را کردی پریشان خلق را
خانمان ویرانه کردی عاقبت
مو به مو را جای دلها ساختی
مو به دلها شانه کردی عاقبت
در دهان خلق افکندی مرا
فیض را افسانه کردی عاقبت
Saturday، December 06، 2008
Saturday، November 15، 2008
حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو
وندر دل آتش درا، پروانه شو، پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان، هم خانه شو، هم خانه شو
رو سینه را چون سینها، هفت آب شو از کینه ها
وانگه شراب عشق را، پیمانه شو، پیمانه شو
باید که جمله جان شوی، تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی، مستانه شو، مستانه شو
آن گوشواره شاهدان، هم صحبت عارض شده
آن گوش و عارض بایدت، دردانه شو، دردانه شو
چون چان تو شد در هوا، زافسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان، افسانه شو، افسانه شو
تو لیله القبری برو، تا لیله القدری شوی
چون قدر مر ارواح را، کاشانه شو، کاشانه شو
مولانا
Sunday، October 26، 2008
ای سـاربان، ای کـاروان، لیلای من کـجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بسـتن پیمان ما، تنها گواه مـا شد خــدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بستن پیمان مـا، تنها گواه مـا شد خـدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
تمامی دینم به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوزه عشقی خوشا زندگانی
همیشه خــدایا محبت دلــها، به دلـها بماند بسان دل مـا
که لیلی و مجـنون فسانه شود، حکــایت مـا جـاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی،غم اندازه عشقم نمی خوانی،
از این غم چه حالم نمی دانی،
پس از تـو نمودن برای خـدا،
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه ی غم،
گل هستی ام را بچین و برو
Monday، September 15، 2008
به تماشای آبهای سپید
به جواهر ده میروم. به تماشای آبهای سپید. اما سخت غمگینم
-
به تماشای آبهای سپید عنوان موسیقی ترکیبی ارمنی آذری ایرانی می باشد که توسط استاد حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان ساخته شده است
حتما دانلود کنید . فایل موسیقی بصورت فلش می باشد
-
ساری گلین
***
بودَرَنین/ اوزونو/ چوبان قایتار/ قوزونو/ ساری گلین
بودَرَنین/ اوزونو/ چوبان قایتار/ قوزونو/ ساری گلین
نهاو لا بیرگون/ گورَم/ اُوز یاریمین/ اوزونو آخ
نِئنیم آمان آمان/ نِئنیم آمان آمان/ ساری گلین
***
گل سرخ کاشتم خار رویید عشق من دریغا ای دریغا...
دختر کوهستان دختر زیبا غزال زیبا رفت و یار دگر گرفت
مادرت بمیرد دختر کوهستان دختر زیبا دختر مارال غزال زیبا رفت و یار دگر گرفت
مادرت بمیرد دریغا ای دختر کوهستان دردت به جانم دریغا چه کنم
***
دامن کشان/ ساقی میخواران/ از کنار یاران/ مست و گیسو افشان/ میگریزد
بر جام می/ از شرنگ دوری/ بر غم مهجوری/ چون شرابی جوشان/ می بریزد
دارم قلبی لرزان ز رهش دیده شد نگران
ساقی میخواران/ از کنار یاران/ مست و گیسو افشان/ میگریزد
Sunday، August 17، 2008
.آن روز صبح یک دسته صورت حساب تازه رسیده بود
.نامه شرکت بیمه از لغو قراردادهایشان خبر می داد
.زن آه کشید و با نگرانی از جا بر خواست تا شوهرش را در جریان بگذارد
.آشپزخانه بوی گاز می داد
:روی میز کار شوهرش نامه ای پیدا کرد
"....پول بیمه عمر من برای زندگی تو و بچه ها کافی خواهد بود....."
Friday، March 07، 2008
صبح نتابیده هنوز آفتاب
وا نشده دیده نرگس زخواب
تازه گل آتشی مشک بوی
شسته ز شبنم به چمن دست و روی
منتظر حوله باد سحر
تا که کند خشک بدان روی تر
گفت سلام ای پسر ماه و هور
چشم بد از روی نکوی تو دور
وا نشده دیده نرگس زخواب
تازه گل آتشی مشک بوی
شسته ز شبنم به چمن دست و روی
منتظر حوله باد سحر
تا که کند خشک بدان روی تر
گفت سلام ای پسر ماه و هور
چشم بد از روی نکوی تو دور
ایرج این مثنوی را با این دو بیت تمام می کند
آه چه غرقاب مهیبی است عشق
مهلکه پر ز نهیبی است عشق
غمزه خوبان دل عالم شکست
شیر دل است آنکه از این غمزه رست
Tuesday، September 11، 2007
Saturday، June 30، 2007
Saturday، June 02، 2007
Saturday، December 30، 2006
Friday، September 22، 2006
Saturday، September 02، 2006
Sunday، August 06، 2006
Monday، July 24، 2006
Friday، May 26، 2006
Saturday، May 20، 2006
Saturday، January 28، 2006
Sunday، November 27، 2005
اشتراک در:
پیامها (Atom)






عشق را یا مال باید یا صبوری یا سفر